- هامون ایران - https://www.hamooniran.ir -

زمان در آثار میرچا الیاده | یادداشتی از صدیقه جمالی

زمان در آثار میرچا الیاده

 


صدیقه جمالی

کارشناس ارشد ایرانشناسی

 

 

 

پرفسور میرچا الیاده(۱۹۰۷-۱۹۸۶) دین­ پژوه، اسطوره­ شناس و فیلسوف مشهور رومانیایی و نویسنده آثاری چون: جوانی بدون جوانی، اسطوره بازگشت جاودانه، تاریخ اندیشه ­های دینی، اسطوره و واقعیت و… می ­باشد. از دید منتقد رومانیایی کارمن موشات، الیاده در آثار ادبی خود جهان را جایی میان عالم ماوراء و عالم خاکی می ­داند که در آن حوادث ماورائی از هر سو برای نمایش دادن مفهوم زندگی خود را عرضه می­ کنند.(الیاده، ۶:۱۳۸۶)  سبک نویسندگی الیاده در ادبیات را خیالی­ نویسی، شگرف نویسی و غرایب نویسی می­ نامند و در آثار ادبی وی مفاهیم مکان و زمان مقدس، زمان جاودانه و زمان دورانی همواره به چشم می­ خورد. (همانجا)

رویارویی با زمان برای انسان، در تمامی ادوار، همواره مسئله ­ای اضطراب آفرین بوده است، هرچند، به گونه  ­ی بدیهی، این دلهره را در انسان معاصر می­ توان عمیق­ تر پنداشت. در کنار میرچا الیاده بزرگانی چون کیرکه گور، نیچه، فاکنر، پروست، ویرجینیا ولف و جویس نیز همواره در آثار خود به مقابله و رویارویی با زمان پرداخته­ اند(الیاده، ۷:۱۳۸۴).

زمان دغدغه اصلی این نویسنده رومانیایی بوده و قهرمان آثار وی است. الیاده همواره در پی راه­ های گوناگون برای برانداختن زمان است زیرا به عقیده ایشان انسان­ ها در گذشته توانایی برانداختن و یا به تعلیق در آوردن زمان را در اختیار داشته­ اند. این اندیشه به خوبی در آثار او هویداست مانند  کتاب «جوانی بدون جوانی» که روایت زبان­شناس سالخورده ­ای است که در اثر اصابت صاعقه دوباره جوانی خود را بازمی­ یابد.

در کتاب اسطوره بازگشت جاودانه الیاده به بررسی اندیشه ­های اساطیری پیشینیان درمورد زمان می ­پردازد. الیاده به این نتیجه می ­رسد که زمان در نظر انسان باستانی دو نوع بوده است: یکی زمان عادی که زوال­ پذیر و غیرقابل بازگشت است و یکی زمان مقدس که ابدی و کاستی ناپذیر است. این زمان مقدس حرکتی دوری دارد و تا بی نهایت در حال نوشدن و تکرار شدن است و در زندگی انسان باستانی بازگشت آن با دوران برگزاری جشن­ ها و آیین­ ها مصادف بوده است.(همان،۸)

وی در روایت داستان «یک مرد بزرگ» از نمادهایی چون شب، ماه، کوه، درخت، و جنگل و الگوهای اسطوره­ای استفاده کرده است. شخصیت اصلی این داستان به دنبال تغییرات ناگهانی جسمی و از نظم خارج شدن زندگی خود آدمیان را ترک می­کند و به کوهستان، مرکز عالم و مکان مقدس، پناه می برد و در آنجا به حکمت و معرفت می رسد. حرکت او، گذار از زمان محدود خطی دنیوی به زمان نامحدود قدسی و بازگشت به آشوب ازلی است که مقدمه نوزایی او است. از سوی دیگر، گذار او یادآور آیین تشرف و رازآموزی و اسطوره بهشت گمشده است(حسن­زاده دستجردی، ۳:۱۴۰۳)

 

منابع:

الیاده، میرچاه. ۱۳۸۴. اسطوره بازگشت جاودانه. با ترجمه بهمن سرکاراتی. تهران: طهوری.

الیاده، میرچاه.۱۳۸۹. جوانی بدون جوانی. با ترجمه رضا دهقان. تهران: نشر کوچک.

حسن ­زاده دستجردی، افسانه.۱۴۰۳.روایت اسطوره بازگشت جاودانه در داستان «یک مرد بزرگ» از میرچا الیاده. “پژوهش ادبیات معاصر جهان”، ۱۴۳، ۲۹(۱)، ۱۹۱­_۱۷۱