- هامون ایران - https://www.hamooniran.ir -

انتشار دو مجموعه داستان نوشته مرتضی بیات توسط هامون نو

انتشار دو مجموعه داستان نوشته مرتضی بیات توسط انتشارات هامون نو

 

به گزارش وبسایت هامون ایران؛ تارنمای جامعه مدنی جنوب ایران، در زمستان ۱۴۰۳، مرتضی بیات؛ نویسنده جنوبی، اقدام به انتشار دو مجموعه داستان با عناوین وطن فروش و همه فصول تابستانند نمود.

 

 

مجموعه داستان همه فصول تابستانند که در سال ۱۴۰۲ توسط انتشارات متخصصان منتشر شده بود، در قالب کتاب جدیدی توسط انتشارات هامون نو تجدیدچاپ شد. مجموعه داستان «همه فصول تابستان‌اند» مشتـمل بر ۲۳ داسـتان اسـت که در ۱۲۰ صفحه منتشر شده است. این کتاب نخستین مجموعه داستان نویسنده است.

نویسنده در بخشی از مقدمه این مجموعه داستان اینچنین آورده است:

“اگر مجبور باشم و قرار باشد از میان همه‌ی مفاهیم و تعاریفی که می‌توانند در برابر واژه‌ی انسان قرار بگیرند فقط و فقط یکی را انتخاب کنم، من ترجیح می‌دهم «قصه» را انتخاب کنم. من فکر می‌کنم آدم‌ها، فارغ از هر بُعدی از ابعادشان، همگی سراسر قصه‌اند و این مفهوم می‌تواند انسان‌شمول‌ترین و کیهانی‌ترینِ آن‌ها باشد که اگر هرکدام‌مان، حتی گذرا، به سِیر زندگی و سرگذشتِ فقط خودمان نگاه کنیم، در انتها احتمالاً همین را خواهیم یافت. هر یک روزِ ما، برای خودش، یک قصه‌ی متفاوت و کاملاً تازه است که اگر فقط جای برخی جزئیات در آن روز تغییر کند، آن قصه برای شخص خودمان ملموس، جالب و احتمالاً ماندگار می‌شود، آن‌طور که می‌تواند سرِ این دوراهی قرارمان دهد که آیا برای مخاطبی بازگویش کنیم یا خیر. هرقدر این جابه‌جایی‌ها و تغییرات در جزئیات قصه بیشتر باشد، احتمالاً قصه‌ی به‌یادماندنی‌تر و جذاب‌تری در دسترسمان خواهد بود که نشانه‌های بیشتر و واضح‌تری بر اصالتش وجود خواهد داشت. حال اینکه ما تصمیم بگیریم این قصه‌های شخصی و گاه رازگونه را به هر نحوی از انحا نشر دهیم، احتمالاً با تعبیر محترمانه‌ای که من از «حماقت» دارم، «شجاعانه» است. و من آدمی هستم که تصمیم گرفتم و می‌توانم قصه‌های زندگی‌ام را برای دیگری بازگو کنم و لازم می‌دانم بگویم که بن‌مایه‌ی قصه‌ها حقیقی‌اند، اما برخی رخدادها ساخته و پرداخته‌ی ذهن من‌اند.”

 

 

دومین مجموعه داستان خود با عنوان “وطن فروش…”، مشتـمل بر چهل داسـتان اسـت که در ۱۵۰ صفحه منتشر شده است.

نویسنده در بخشی از مقدمه این مجموعه داستان اینچنین آورده است:

حتی با پذیرش این فرض که یک مرد جانش را هم برای به چنگ آوردن یک زن در میان بگذارد و از هرگونه تلاش، مخاطره و هزینه‌‌ای فروگذار نکند، همچنان او، با کسب اولین کام از گیلاس لذت و نخستین لقمه‌‌ی سیری و دریافت و انتشار آغازین پالس‌‌های ریوارد سیستم از سوی مغز، به درجه‌‌ی هولناکی از نخواستن، پس زدن و حتی انزجار و تنفر از همان زن می‌‌رسد. بله، درست است، همانی که حتی ممکن بود برایش و برای با او بودن به کشتار، خیانت، دروغ و هر فعل زننده‌‌ و کاملاً ضدبشری (شما بخوانید ضداخلاقی) دیگری هم دست زده باشد. این راز حتی پس از گذشت سال‌‌ها از سرگشودگی‌‌اشْ همچنان رازگونه و پر از چراست. این حالت در زنان به علت وجود تفاوت‌‌های بی‌‌شمار طبیعی، که توضیحش از بی‌‌سوادی چون من بعید و بی‌‌شرمانه است، مغایرت‌‌ها و ناهمخوانی‌‌های زیادی دارد که دوست دارم بگویم نمی‌‌شود به آن نگاه اخلاقی داشت.