روایت سیدقاسم یاحسینی از یار دبیرستانی خود؛
حسن لاوری به بوشهر، اصلاحات و آزادی عشق میورزید
الهام بهروزی
خبر تلخی صبح دوشنبه تمام فضای مجازی را پر کرد؛ خبر کوتاه بود اما از نبود مردی حکایت میکرد که دین بزرگی بر عرصه سیاسی و مطبوعات بعد از انقلاب استان بوشهر داشت! او دیگر نیست تا مثل همیشه محکم پای عقیدهاش بایستد و از کیان آن دفاع کند. حسن لاوری رفت تا برای همیشه از هیاهوی زمانه و مناقشات سیاسی که این روزها دامن جامعه را بیش از هر زمان دیگری گرفته، دور شود. او رفت تا بماند در یاد دوستان و منتقدانش. لاوری با راهاندازی «نصیر بوشهر» در دهه هفتاد یکی از پیشتازان عرصه مطبوعات استان در دوران بعد از انقلاب بود. او با راهاندازی این نشریه در کنار هفتهنامههایی چون نسیم جنوب و پیغام به رسانه در بوشهر هویتی دوباره بخشید آن هم با عطر و چاشنی اصلاحات.
او یک اصلاحطلب دوآتیشه بود که برای عقاید و آرمانهایش تاوانهای سنگینی داد، بارها پایش به دادگاه باز شد، محکوم شد و… ولی از رای و نظرش برنگشت. استوار از اصلاحات این تفکر نوی سیاسی نوشت تا به سهم خود در ماندگاری و ترویج آن در جامعه سنتگرای بوشهر سهیم شود. حسن لاوری که از سال گذشته در اثر سکته مغزی در بیمارستان تهران بستری بود، سرانجام صبح روز دوشنبه، ۵ آذر ۱۴۰۳ جان به جانآفرین تسلیم کرد.
سیدقاسم یاحسینی با ابراز تاسف و ناراحتی خود از درگذشت حسن لاوری، روزنامهنگار پیشکسوت جنوبی به بامداد جنوب گفت: حسن لاوری که دلم نمیآید برایش واژه «شادروان» استفاده کنم، یار دبیرستانی من بود و خاطرات خوشی با او از دوران دبیرستان داشته و دارم که برای همیشه در ذهنم به یادگار خواهد ماند. حسن از بهار سال ۱۳۷۶ به تفکر اصلاحات پیوست و به یکی از مقاومان و مروجان اصلی این ایده در بوشهر تبدیل شد. او علاوه بر اینکه یک ژورنالیست اصلاحطلب به شمار میرفت، یک کنشگر سیاسی فعال در حوزه اصلاحات و نوجویی در بوشهر تلقی میشد. لاوری با پایهگذاری و انتشار نشریه وزین «نصیر بوشهر» در واقع مثلث مطبوعات مدنی و اصلاحطلب را کامل کرد که دو ضلع دیگر این مثلث هفتهنامههای «نسیم جنوب» و «پیغام» بودند.
این مورخ اجتماعی و روزنامهنگار باتجربه بوشهری سپس به نقش حسن لاوری در حوزه دفاع مقدس اشاره و تصریح کرد: با شروع جنگ تحمیلی حسن درس و مدرسه را در حالی که ۱۵ یا ۱۶ سال داشت، رها کرد و برای دفاع از اسلام و ایران راهی جبهههای نبرد شد و قهرمانانه جنگید و یک پایش را در جبهه به یادگار گذاشت. از اینرو، حسن جانباز جنگ تحمیلی بود؛ جانبازی که با جان و دلش وفادار به آرمانهای انقلاب اسلامی ماند.
وی در ادامه با بیان اینکه برایم دشوار است که در این مجال اندک بخواهم کارنامه بلند و غنی ژورنالیستی حسن لاوری را بازگویی و روایت کنم، افزود: این حدیث خود نیاز به یک کتاب مفصل دارد. از نوآوریهای خوب و ارزشمند هفتهنامه نصیر بوشهر میتوان به توجه ویژه به موضوع زنان و تکاپوهای آنان اشاره کرد. تا آنجا که به یادم مانده، خانم پروینتاج محمدی برای نخستین بار در تاریخ مطبوعات بوشهر با حمایت همهجانبه حسن لاوری صفحه اختصاصی زنان را تاسیس و راهاندازی کرد و سالهای سال مطالب ارزشمندی درحوزههای مختلف مربوط به مطالعات زنان را در این صفحه گنجاند که بررسی همان یک صفحه در هر شماره این نشریه نیز خود نیاز به کتاب مستقلی دارد.
به گفته نویسنده کتاب «صد سال مطبوعات بوشهر» در صفحه زنان، خانم محمدی تنها خود قلم نمیزد، بلکه به زنان خوشذوق دیگر نیز مجال اندیشیدن و قلمزدن میداد. بهعنوان مورخی که به تاریخ و مطالعات زنان در بوشهر علاقه خاصی دارم، گواهی میدهم که صفحه زنان نصیر بوشهر علاوه بر پیشگامی در این راه، موجد و موجب نسلپروری شد و دهها شاعر و نویسنده و قلمزن بانو در بوشهر را یا پرورش داد یا آموزش داد یا تشویق به قلم زدن کرد. ای کاش، مورخی با نگاه به مطالعات زنان و تاریخ ژورنالیسم زنان در بوشهر پیدا شود و مطالب این صفحه را جمعبندی و آنالیز علمی و محتوایی کند.
وی با بیان اینکه بسیاری از مفاهیمی که امروزه در حوزه زنان عادی و پیشپا افتاده تلقی میشود، برای اولین بار در بوشهر در صفحه زنان نصیر بوشهر منعکس شد، افزود: البته خانم محمدی هزینه جسارت و نوآوری خود را پرداخت کرد. خوشبختانه این «الگو» بعدها موردتوجه دیگر نشریات بوشهر قرار گرفت و آنان نیز کم و بیش ستون یا صفحهای را خاص زنان ایجاد و منتشر کردند. یکی از پژوهشهای بایسته در مورد ژورنالیسم زنان بوشهر تهدید و بررسی همین صفحات در نصیر بوشهر و دیگر نشریات این استان است. کاری است در سطح یک پایاننامه کارشناسی ارشد یا دکتری.
یاحسینی تاکید کرد: تحلیل جایگاه ژورنالیستی، سیاسی، اجتماعی و موقعیت خیزش زنان در بوشهر و رابطه آن با زندهیاد حسن لاوری نیاز به یک مجال فراخ علمی با دسترسی به دوره کامل نشریه نصیربوشهر دارد که من با توجه به تالمات روحی که به دنبال شنیدن خبر پرکشیدن این یار دبستانی بدان دچار شدم، از انجام آن معذورم.
به عقیده این مورخ جنوبی، حسن لاوری یک اصلاحطلب واقعی و بدون ادعا بود که هزینه این کار را نیز با جان و پوستش پرداخت کرد. بارها نشریهاش به دادگاه رفت و محکوم شد. چندین بار توقیف شد و سرانجام نیز لغو امتیاز شد. شک ندارم که یکی از دلایل سکته مغزی او و مرگ ناهنگامش به دلیل غم عظیمی بود که بابت این رفتار بر دل نازکش نشست.
این روزنامهنگار باتجربه با اشاره به اینکه یکی دیگر از کارهای ارزشمند حسن لاوری در رسانه، تربیون و فرصت دادن به چهرهها و شخصیتهای علمی، فرهنگی و ادبی در بوشهر بود، افزود: نمونه تیپی چنین رفتاری را با شادروان حسن زنگنه انجام داد و به مدت چند سال تقریبا در هر شماره نصیر بوشهر ترجمههای آن مترجم فقید را در نصیر بوشهر به چاپ رساند. دهها شاعر، نویسنده، مقالهنویس نوقلم را دست گرفت و بدون هیچ چشمداشتی مطالبشان را در نشریه خود چاپ کرد و با این کارش امید پرورش داد و نسلپروری کرد. در زمینه تسامح و تساهل حسن نمونه بود. وقتی با او در باب مسائل سیاسی بحث میکردید، با خنده دلنشینی که همیشه بر لب داشت، با موافق و مخالف روبهرو میشد و کمتر دیدم در باب موضوعی چالشی عصبانی شده باشد. او به بوشهر، اصلاحات و آزادی عشق میورزید و این عشق در هزاران صفحه از نشریهای که منتشر کرد، موج میزند.
یاحسینی با تاکید بر اینکه حسن به مونولوگ اعتقاد چندانی نداشت و در عوض به دیالوگ اعتقاد تام داشت، گفت: همه ما شاهد بودیم که نصیر بوشهر جایی برای مخالفخوانی نیز بود و کسانی که با اندیشه و راه او مخالف بودند، نیز مجال داشتند تا مطالب و مقالات خود را در نشریه او چاپ و منعکس کنند. اگر بخواهم از شخصیتهای مهم مدارامحور تاریخ مطبوعات پس از انقلاب استان نام ببرم، بیشک یکی از آنها زندهیاد حسن لاوری خواهد بود.
وی با بیان اینکه حسن لاوری به تاریخ بوشهر علاقه زیادی داشت، تصریح کرد: از اینرو، علاوه بر انتشار ترجمههای مرحوم زنگنه، مطالب و مقالات بسیار فراوانی نیز از دیگر محققان و پژوهشگران بوشهری در این زمینه در نصیر بوشهر منتشر کرد. در آخرین مصاحبهای که برای چاپ در نشریه نصیر با او داشتم که با حضور خانم سهیلا شعبانی انجام شد، به حسن پیشنهاد کردم که تاریخ تحلیلی هفتهنامه نصیر بوشهر و چالشهای سیاسی- اجتماعی ایجاد شده برای این نشریه و همچنین دادگاههای مطبوعاتی خودش را در قالب یک کتاب خودنوشت زندگینامه بنویسد و من نیز هر کاری از دستم برآید برایش انجام خواهم داد؛ اما متاسفانه به دلایل مختلف این کار انجام نشد و امیدوارم دوستان نزدیکی مثل آقای عبدالرحمن برزگر یا دیگرانی که با چالشهای مدیریتی نصیر بوشهر آشنا هستند، این مهم را به سامان برسانند.
یاحسینی، صفحه ادبی و هنری نصیر بوشهر را که امید غضنفر، شاعر و روزنامهنگار محجوب بوشهری آن را مدیریت میکرد، دیگر نقطه قوت نشریه لاوری معرفی کرد و گفت: امید که خود شاعر بزرگ و صاحبسبکی بود، سالها در این هفتهنامه قلم زد، طنز نوشت، شعر گفت، مصاحبه انجام داد. به یاد دارم یکی از ساختارشکنانهترین مصاحبههای او با من در باب کتاب «آتشی در مسیر زندگی» انجام شد که در نصیر بوشهر منتشر شد. امید غضنفر همچنین ویژهنامههای بسیار ارزشمندی را برای نصیر تدارک میدید که شاید یکی از برجستهترین آنها که هنوز هم مرجع است، ویژهنامه شعر محلی بوشهری بود.
این مورخ اجتماعی در پایان، دیگر کار ارزشمند زندهیاد حسن لاوری را برگزاری بزرگداشتهای متعدد برای همکاران مطبوعاتیاش و اهالی قلم بوشهر معرفی کرد و گفت: در ذهنم الان ویژهنامههای اختصاصی زندهیاد حسن زنگنه و محسن شریف پیش چشمم است. حسن بارها با هزینههای قابل توجهی مراسم بزرگداشت برگزار کرد و از اهالی قلم و ادب قدردانی کرد. ویژهنامههای پایان سال نصیر هم هر کدام کتاب مستقلی بود که خواستاران خاص خودش را میداشت. حسنجان خداحافظ؛ به امید دیدار در سرای دیگر.