- هامون ایران - https://www.hamooniran.ir -

جامعه فرهنگی استان بوشهر، خواهان مدیری شنوا و تکثرگراست | الهام بهروزی

فرهنگ و هنر استان به دست که خواهد افتاد؛
جامعه فرهنگی استان خواهان مدیری شنوا و تکثرگراست


الهام بهروزی

 


این روزها یکی از خبرهایی که در فضای فرهنگی استان بازار داغی دارد، خبر تغییر و تحول در بدنه مدیریتی اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر است. این خبر از بعد از انتصاب ارسلان زارع به ‌عنوان استاندار بوشهر رونق و جان بیشتری به خود گرفته است که در این زمینه نام چندین فرد هم مطرح شد اما ظاهرا بخت با یکی دو نفر از آن‌ها بیشتر همراه است که یکی از آن‌ها از بدنه جامعه فرهنگی استان است که رئیس یکی از ستادهای پزشکیان در شهرستان‌های استان بوده است و دیگری هم فردی ایده‌پرداز، صاحب‌اندیشه و کاردان است که در عرصه ادبی و رسانه‌ای استان کارنامه درخشانی دارد.
به هر روی، گزینه‌های مطرح‌شده اغلب مانوس و آشنا با حوزه فرهنگ و هنر و رسانه استان بوده و هستند و در نهایت، کسی به‌عنوان مدیر آینده اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان منصوب می‌شود که هم تائید ارسلان زارع را بگیرد و هم از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مناسب این عنوان تشخیص داده شود. به‌هر روی، فردی که مدیریت دستگاه عریض و طویلی چون فرهنگ و ارشاد اسلامی را عهده‌دار می‌شود، بی‌شک راه دشواری را در پیش خواهد داشت؛ چراکه این اداره‌کل هم دارای تعدد نیروست و هم با طیف وسیعی از هنرمندان مواجه است که برای پیشبرد اهداف عالی خود در هنر و توسعه هنر اصیل بومی و ایرانی نیاز جدی به حمایت مادی و معنوی دارند و هم از حیث بودجه و زیرساختی وضعیت بغرنجی دارد و نیاز به حمایت ویژه استانداری و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای توسعه زیرساخت‌ها و مدیریت منابع انسانی و جامعه فرهنگی و هنری استان دارد.
شوربختانه در دوره‌های گذشته انتصاب مدیرانی که سلیقه و انتخاب استانداران در دولت‌های قبل نبوده‌اند، تبعاتی سنگینی چون تحریم این اداره‌کل از برخورداری از بودجه مناسب استانی داشته است و همین مساله عرصه فرهنگ و هنر استان را با مشکلات و مصائبی روبه‌رو کرد که این مشکلات موجب رکود و عقب‌افتادگی برخی از هنرها در استان و پس رفتن هنرمندان نام‌آشنا و کاربلد و مهاجرت آن‌ها به استان‌های دیگر و حتی خارج از کشور شد. آن دسته هم که در استان ماندند، مسلک انزوا و سکوت را برگزیدند یا به کسب و کارهای دیگری روی آوردند؛ چراکه به گفته خود این هنرمندان به‌‎ویژه در دوره رئیسی، اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فقط صدای اقلیتی را شنید و از همراهی کردن با هنرمندانی که زاویه نگاه متفاوتی با آن‌ها داشتند و به‌دنبال اشاعه هنر مردمی بودند، خودداری کرد!

 


برخی از هنرمندان هم‌استانی بر این باورند که اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در سه سال گذشته همه همت خود را صرفا برای ترویج یک نگاه و مشی فکری کرد و از همین‌رو، تک‌بعدی و تکصدا پیش رفت و همین موجب شد که هنر استان در بسیاری از رشته‌ها نه تنها دچار رکود شود، بلکه در بیراهه بدسلیقگی و شعارزدگی افتاد!
این هنرمندان هم‌اینک می‌گویند ما خواهان مدیری هستیم که گوش‌های شنوا داشته باشد و تکثرگرا باشد. مدیری که صفر یا صدی نباشد، میانه‌رو باشد، چه اصولگرا باشد؛ چه اصلاح‌طلب؛ چه اعتدال! از هر طیف فکری که است، باید همه صداها و طیف‌های سنی و فکری را ببیند و بشنود؛ چراکه هنر استان بوشهر امروز بیش از هر زمانی به توجه، رسیدگی و تخصص و ایده و تیمارداری نیازمند است. در هنر استان باید یک خانه‌تکانی شود و سکان‌های آن باید دوباره به دست افراد کاردان و دغدغه‌مند بیفتد.
این دیدگاه هنرمندان، پرده از زخم‌ها و دردهایی برمی‌دارد که در این سال‌ها در جامعه هنری و فرهنگی استان سر برآورده است. شاید آمارها بگویند که حال فرهنگ و هنر استان خوب است اما روایت‌ها و انزوای هنرمندان، نویسندگان و شاعران مطرح استان در طول سال‌‌های اخیر موید این است که حال فرهنگ و هنر بوشهر خوب نیست و نیاز به درمان‌گری دارد که هم تخصص کافی دارد و هم اعتقاد به خردجمعی تا بتواند برای برخی از زخم‌های ناسور آن چاره‌ای درمانگر بجوید.
یکی از حوزه‌هایی که به‌شدت به رسیدگی و بازسازی نیاز دارد، بخش کتاب و پژوهش است که متاسفانه در دو سال اخیر این دو حوزه بنیادی و کلیدی به‌دلیل تصمیم‌گیری‌های غیراصولی و شتاب‌زده و سیاست‌های تک‌بعدی رو به خاموشی رفت و از هم پاشیده شد. هرچند اعلام شد که در دولت گذشته ۲۰۰ کتاب تولید شد ولی این کتاب‌ها کدام بودند و از نظر کمی و کیفی در چه سطحی به چاپ رسیدند و مخاطبان آن چه کسانی بودند! کتاب‌های که همچنان وجودشان برای جامعه فرهنگی استان جای سوال دارد که این کتاب‌ها را چه کسانی نوشته‌اند و الان کجا هستند و چه کمکی به توسعه فرهنگ کتاب و پویایی حوزه نشر استان کرده‌اند! باید اشاره شود که در دولت روحانی حال کتاب بهتر بود و بر اساس برنامه‌ریزی اصولی و اجرای طرح‌های موفق در ‌میان گعده‌ها و گروه‌های خاص از جمله جامعه‌ دانش‌آموزی و خانواده‌ها هواخواهان پر و پاقرصی پیدا کرده بود.
موسیقی حوزه دیگری است که در دولت‌های یازدهم و دوازدهم در استان بوشهر به‌دلیل اجرای متعدد و منظم کنسرت‌ها، در دوره‌ای رکوردار اجراهای صحنه‌ای در کشور بود. همچنین گروه‌های موسیقی محلی و هنرمندان بومی نیز وضعیت مطلوب‌تری داشتند ولی در سه سال اخیر، در کنار شرایط اقتصادی و اجتماعی و تورم‌های روزافزون، تصمیمات بازدارنده از سوی برخی از دستگاه‌ها و کوتاهی ارشاد در حمایت از هنر موسیقی در برابر برخی از دخالت‌ها باعث شد که اجراهای صحنه‌ای در استان کم‌جان و کم‌رونق پیش برود و عملا این هنر در بوشهر به کما برود.
سینما و فیلمسازی دیگر هنری است که در سه سال اخیر به انزوا کشیده شده است. هرچند در این دوره سینما آوینی فعال شد تا خلأ سینما بهمن برطرف شود ولی سینمای مذکور تنها پاسخگوی نیاز شهروندان ساکن منطقه دو بوشهر بود و عملا منطقه یک بوشهر بدون سینما ماند و با وجود همه وعده‌های مسوولان ارشد و فرهنگی استان نه پردیس سینمایی در این سه سال در استان به بهره‌برداری رسید و نه سالن‌های دیگری به سینما تبدیل شدند و این‌گونه شد که سینما در شهر بوشهر تنها بر محور سینما آوینی چرخید.
فیلمسازی هم در دولت قبل با تغییراتی که در انجمن سینمای جوان بوشهر با دخالت اداره ارشاد به‌وجود آمد، به یکباره از تب و تاب افتاد. این دخالت‌ها حتی به فضای فیزیکی انجمن هم سرایت کرد تا جایی که نام احمد آرام و داریوش غریب‌زاده بنا به دلایل و بهانه‌های واهی از کتابخانه تخصصی و سینمای روباز انجمن برداشته شد! تغییراتی که بیانگر تضاد تفکر سیاسی بود و به هنر کشیده شد این اقدام ظاهرا برای انزوای هنرمندان مولف و صاحب‌سبک بوشهر صورت گرفته بود که البته بی‌تاثیر هم نبود ولی با همه این‌ها از ارزش و جایگاه هنری این دو هنرمند کاسته نشد!
با ایجاد تغییر در بدنه انجمن سینمای جوانان بوشهر، نوعی انشقاق و چنددستگی میان جامعه فیلمسازی شکل گرفت که نتیجه آن به کاهش تولید فیلم‌های باکیفیت و اثرگذار دامن زد. این در حالی بود بسیاری از تولیدات انجمن سینمای جوانان استان در دولت روحانی به رویدادهای بین‌المللی معتبر راه یافته بود و حائز مقام شده بودند.
تئاتر دیگر هنری بود که در دولت سیزدهم به‌طور کج‌دار و مریز به حیات خودش ادامه داد البته آن هم صرفا در قالب جشنواره. در این دوره به‌دلیل سیاست‌های تک‌سویه و به انزوا راندن انجمن هنرهای نمایشی استان، اجراهای عموم عملا به قهقرا رفتند که نتایج سوئی برای این هنر که در کشور در دوره قبل از دولت رئیسی جزء سه استان برتر کشور بود. همچنین دیگر هنرها مثل هنرهای تجسمی و … نیز در سه سال اخیر عملا بازدهی دوره‌های قبل را نداشتند و با تغییرات غیراصولی و گاه سلیقه‌ای در این تشکل‌ها عملا هنر استان به‌جای رشد به رکود و یکنواختی رسید. از این‌رو، اقتصاد هنر در استان در دولت رئیسی راه به جایی نبرد، یعنی هنر فاخر کمتر تولید شد تا از سوی مخاطب دیده یا خریده شود.
رسانه نیز یکی از حوزه‌هایی است که زیر مجموعه اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی محسوب می‌شود. این حوزه برای ماندگاری و اثرگذاری بیشتر نیازمند اتخاذ سیاست‌های هدفمند و تدوین آیین‌نامه‌های کارشناسی ‌شده‌است تا در سایه آن‌ها نشریات مکتوب استان و سایت‌ها و خبرگزاری‌ها پویاتر از هر زمانی به اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی در جامعه مبادرت ورزند. متاسفانه ضعف‌هایی که در ساز و کار قانونی این بخش وجود دارد، همواره رسانه‌های بومی را با تهدیدهای عدیده‌ای مواجه کرده که می‌طلبد مدیر آینده ارشاد با هم‌فکری همراهی خانه مطبوعات استان و کارشناسان حوزه رسانه و. روزنامه‌نگاران باتجربه، راه چاره‌ای برای حذف این تهدیدها تدبیر کند.
به هر روی، فردی که قرار است مدیریت عرصه فرهنگ و هنر استان را در دولت پزشکیان به‌دست بگیرد، باید با اتکا به شعار وفاق و همدلی و خرد جمعی و استفاده از ظرفیت نخبگانی استان، فرهنگ، هنر و رسانه استان را بازسازی کند و جان دوباره‌ای به آن بدمد. البته مدیریت این بخش، زمانی موفق پیش خواهد رفت که در کنار اجرای ایده‌ها و طرح‌های خلاقانه و مبتنی بر نیاز و سلیقه و بافتار فرهنگی جامعه بوشهری، از حمایت مادی و معنوی همزمان استاندار بوشهر و وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی برخوردار باشد. همچنین بتواند از ظرفیت صنعت و بخش خصوصی به‎‌ویژه خیران فرهنگی برای توسعه زیرساخت‌های فرهنگی هنری در شهرها و روستاهای کمتربرخوردار بهره بگیرد. همچنین با پای کار آوردن شهرداری‌ها، مجتمع‌های فرهنگی هنری و فرهنگسراها را در شهرهای استان توسعه بدهد. مهم‌تر از آن شهرداری‌های شهرهای فاقد سینمای استان را ترغیب به ایجاد سینما کند. به‌راستی زیبنده استان بوشهر نیست که همچنان دارای شهرهایی فاقد سینما باشد.