تنگستان در دو قرن پیش؛
سفرهنامهای که از «اوبای اهرم» در ۲۰۲ سال قبل روایت میکند
سیدقاسم یاحسینی
این مقاله به دوست پژوهشگرم، آقای مرتضی کرمی تقدیم میشود.
در سال ۱۳۸۷ کتابی منتشر کردم به نام «مطالعاتی درباب تنگستان» که در فصلی از آن، همه سفرنامهنویسانی را که گذرشان به تنگستان افتاده بود، مورد بررسی قرار دادم. چند سال بعد از آن (سال ۱۴۰۰) کتابی با عنوان «سفرنامۀ اسکات وارینگ در ایران» به فارسی ترجمه و منتشر شد. وارینگ در ۲۲ ماه مه ۱۸۰۲ میلادی، برابر با اول خرداد ماه ۱۱۸۱ شمسی و در سالهای نخست پادشاهی فتحعلی شاه قاجار وارد بوشهر شد و پس از یک ماه اقامت در بوشهر، راهی شیراز شد. پس از چند ماه اقامت در شیراز و مطالعاتی درباب جنبههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مردم این شهر و جنوب ایران، در حوالی اوت(مرداد) همان سال از راه فراشبند و آن نواحی به بوشهر بازگشت. در مسیر بازگشت بود که این جستوجوگر انگلیسی، یک روز را در روستای اهرم گذراند و چون هوا فوقالعاده گرم و سوزان بود، با راهنمایی سرپرست کاروان، به اوبای اهرم رفت و سه بار در این مکان آبتنی و شنا کرد. من در کتاب «مطالعاتی درباب تنگستان» هیچ اشارهای به این کتاب و سفر وارینگ به اهرم و تنگستان نکرده بودم، چون در زمان انتشار آن کتاب، این سفرنامه به فارسی ترجمه و منتشر نشده بود. برای تکمیل و جبران آن نقص، در این نوشتار سفر وارینگ به اهرم را با جزئیات مورد مطالعه و ریزبینی قرار میدهم. وارینگ پس از چند هفته اقامت در شیراز، این بار تصمیم گرفت نه از راه قبلی (راه شاهی بوشهر به شیراز) که از راه کوهستانی و صعبالعبور فراشبند- اهرم- بوشهر خود را به بوشهر برساند. وی در یکی از گرمترین ایام جنوب؛ یعنی مردادماه مصر شد که به بوشهر برگردد که برای یک اروپایی گرماندیده، تحمل آن چندان آسان نبود. مسیر فراشبند ـ بوشهر، مسیری پُر فراز و نشیب و در مقاطعی خطرناک بود. وی در این باره نوشته است: «امروز ساعت سه از پاسگاه خود بیرون شدیم تا پیش از آنکه تاریکی شب فراگیر شود از کوهها بگذریم، بیگمان چشم نداشتیم که در ایران راههایی بدتر از آنچه از آنها گذشته بودیم، ببینیم؛ اما راهها همچون مردمان در بدی بر یکدیگر پیشی میجویند. قاطرچییان گاه ناچار میشدند که بار را از روی قاطران برگیرند تا چنانچه قاطران بیفتند خُرد و خمیر نشوند. با این همه آهستهکاری، دو سر از قاطران از فراز بلندی بزرگی فرو افتادند، اما چون در آن پایین آبی ژرف در گذر بود، از بخت خوش زخمی نشدند. بدبختیهایی در هر صد یارد برای ما رخ میداد و تنها پس از ۹ ساعت راهپیمایی در میان کوهساران از جنگل دشواریها رهایی یافتیم. سرانجام ساعت دو بامداد به اَهَرم (Uhrum) در شش فرسنگی اردوگاه پیشین خود رسیدیم، درجۀ گرماسنج ۱۱۴ بود.» (وارینگ، صص ۱۳۶ـ۱۳۵). عصبانیت وارینگ و سختی راهی که پیموده بود، از کلمه، کلمه گزارش سفرش آشکار است، افزون بر اینکه او از ایران و ایرانی، هیچ دل خوشی نداشت و چنان از مردمان این کشور نفرت داشت که نتوانسته این خشم و نفرت را در گزارش خود نادیده بگیرد. این سیاح انگلیسی، بالاخره پس از تحمل چندین روز سختی، گرما، هراس و استرس، شبهنگام و در تاریخ هشتم اوت ۱۸۰۲م./ برابر با ۱۷ مرداد ۱۱۸۱ش به اهرم رسید. اسکات وارینگ تقریباً هیچ اشاره خاصی به روستای اهرم، جمعیت و فرهنگ، اقتصاد و اجتماع اهرم نکرده و فقط به اوبای اهرم پرداخته که در جای خود جالب، خواندنی و البته از نظر پژوهشهای تنگستانشناسی، تاریخی است: «در پسینگاه برای آبتنی به درون آبی شدیم که مرا به آبتنی در آن سپارش کرده بودند، با این کار از آیین خود سرباز زده بودم. دریافتم که آب چندان گرم است که به دشواری برتافتنی است. با راهنمایی مردی که سرپرست اینجاست، دانستم که خود را در داغترین آب جوشان نهادهام: سخت عرق کردم و پس از اندکزمانی یک بار دیگر به آبتنی پرداختم و سومین بار نیز در آب شدم، برآنند که این آب برای درمان همه بیماریها سخت کارگرست و اگر شماره درمانهایی را که میگویند، این آب انجام داده است بنویسم، دربارهام خواهند گفت زودباورییی کودکانه و نقطه ضعفی خندهآور دارد. آب درجۀ گرماستج را تا ۱۴۰ بالا بُرد.» (همان، ص ۱۳۶). این گزارش کوتاه، از چند نظر مهم و قابل اعتناست: ۱) تا آنجا که پژوهش شده، اسکات وارینگ نخستین سفرنامهنویسی انگلیسی و اروپایی است که از اوبای اهرم نام برده و خود در ظرف یک روز، سه بار در آن آبتنی کرده است. در تمام آثاری که درباره اهرم و اوبای اهرم نگاشته شد، از این سفرنامه مهم و قابلاعتنا استفاده نشده است. (مثلاً نگ: کرمی، صص۳۳۰ـ۳۲۹). البته تا آنجا که اطلاع دارم، هنوز یک تکنگاری مستقل نیز درباره اوبای اهرم و مطالعه آن از منظر زمینشناسی، تاریخی، مرکز تفریح و سرگرمی، زیارت و عبادت، کنار این چشمه آب گرم امامزاده سیدجعفر صورت نگرفته و همچنین خواص پزشکی و درمانی این آب بازشناسی نشده است. ۲) گزارش اسکات وارینگ متعلق به بیش از دو قرن پیش است. ظاهراً در آن ایام، میزان حرارت این چشمه، بسیار زیادتر از اکنون بوده است، نکتهای که قابل توجه و مطالعه است. ۳) گزارش وارینگ از خاصیت شفابخشی آب اهرم، از نظر تاریخ پزشکی و آبدرمانی در منطقۀ تنگستان، مهم و قابل اعتناست. برای پژوهشگرانی که درباره چشمههای آب معدنی و شفابخش جنوب ایران، استان بوشهر و تنگستان پژوهش میکنند، این سند و گزارش تاریخی، منبع ارزشمند و دست اولی به شمار میرود. ۴۴) این گزارش از نگاه تاریخ گردشگری و تفریح و درمان نیز قابل اعتناست. از اهرم به عالیچنگی مقصد بعدی اسکات وارینگ در این سفر، روستای عالیچنگی بود. گزارش او از این روستای واقع شده در تنگستان نیز جالب و خواندنی است: «نهم [اوت] آبادی «عالی چنگی» (Ulee chungee) سه فرسنگ راه است و در سنجش با بوشهر از رهگذر سردی هوا و شیرینی آب آشامیدنیاش بیمانند است. سراسر پیرامون این سرزمین، دشتی شنزار بود و کمتر چشم با دیدن دستهای درخت خرما از یکنواختی آسوده میشد. در این فصل (اوت) آدمی خانوادههایی را میبیند که همگی خانههای خود را برای بهرهبرداری از درختان خرمایی که خریدهاند، رها میکنند، اینان در سرتاسر فصل خوب اینجا میمانند، شاخههای درختان خرما آنان را از تابش آفتاب پاس میدارد و آسایش خانه را به آنان ارزانی میدارد.» (همان، ص ۱۳۶). جمعبندی گرچه گزارش سفر اسکات وارینگ به تنگستان، کوتاه و موجز است، اما چون قدیمیترین گزارش موجود از یک سفرنامهنویس انگلیسی است، ارزش تاریخی و استنادی خاصی دارد و کلمه به کلمۀ آن برای مورخان و تنگستان پژوهان ارزشمند و قابل استناد است.
منابع و مأخذ: ـ اسکات وارینگ، سفرنامۀ اسکات وارینگ در ایران، ترجمه، دکتر ابوالقاسم سری، انتشارات اساطیر، چاپ اول، تهران ۱۴۰۰. ـ
مرتضی کرمی، تاریخ اهرم؛ تاریخ تحولات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی اهرم، انتشارات نورعلی نور، چاپ اول، قم ۱۳۹۸.
ـ سیدقاسم یاحسینی، مطالعاتی درباب تنگستان (مجموعه مقالات)، انتشارات گلگشت، چاپ اول، تهران۱۳۸۷.