«فرهنگ» باز هم غریب ماند؛
عبور مسوولان بوشهری از پروژههای فرهنگی هنری در هفته دولت
الهام بهروزی
فرهنگ، یکی از مقولات مهم و بنیادی است که نقش شگرفی در توسعه پایدار یک سرزمین یا منطقه ایفا میکند. بیشک جامعهای که فرهنگی پویا و ریشهدار و زیرساختهای مدرن، استاندارد و بهروزی دارد، جامعهای آگاه، پرنشاط و اکتیوی است که به سمت دانایی و توسعه در حال حرکت است. شوربختانه جامعه ایرانی، با همه پتانسیلها و تاریخ درخشانی که در عرصه فرهنگ و هنر دارد اما بهدلیل ضعف زیرساختهای فرهنگی و سیاستها و نگاههای سلیقهای در این بخش، با چالشهای تهدیدآمیزی مواجه است. این در حالی است که یکی از دغدغههای جدی مقام رهبری، همواره فرهنگ و مسائل فرهنگی بوده و بارها در گفتههای خودشان، ولنگاری فرهنگی را مورد نقد قرار داده و متولیان فرهنگی و مدیران اجرایی را به چارهجویی فراخواندهاند.
بیشک، یکی از راههای درمان ولنگاری فرهنگی، ایجاد و توسعه زیرساختهای فرهنگی هنری در نقاط دوردست و کمتربرخوردار و ترویج فرهنگ و هنر اصیل ایرانی- اسلامی است. بدیهی است فرهنگ و هنر ایرانی برخاسته از اندیشهای ناب و باوری انسانساز است که از فحوای آن، زیبایی و نشاط و امید و اخلاق متبادر میشود اما با همه اهمیتی که دارد، همچنان در اولویت چندم سیاستمداران و مدیران اجرایی قرار دارد. گواه این ادعا، بودجه ناچیز حوزه فرهنگ و هنر از بودجه سالانه کشور است.
هرچند در یکی دو سال اخیر، بودجه فرهنگی، رشد محسوسی داشته اما از یک سو، با توجه به تورمی که گریبان اقتصاد کشور را گرفته و از سوی دیگر، به دلیل گستردگی و چندبخشیبودن این حوزه، بودجه اختصاص یافته تنها بخش اندکی از نیاز این جامعه را پاسخگوست. در این میان بخش عمده این بودجه به مرکز و کلانشهرها که هنر فعالتر و پویاتری دارند، اختصاص مییابد و تنها سهم اندکی از آن به استانهای کمتربرخوردار میرسد!
استان بوشهر یکی از این استانهای کمتربرخوردار است که در حوزه فرهنگ و هنر هم از بودجه سالانه ملی و هم از بودجه استانی سهم کوچکی دارد و این اعتبار آنقدر کم است که توسعه زیرساختهای فرهنگی هنری این استان را قطرهچکانی و فرهنگ و هنر این منطقه را به سمت رکود سوق داده است. همین امر از یکسو، زمینهساز مهاجرت بسیاری از هنرمندان و گروههای هنری به مرکز یا خارج از کشور شده و از سوی دیگر، بخشی از نخبگان هنری و فرهنگی را به سمت انزوا و فاصله گرفتن از تولیدهای هنری و فرهنگی برده است. بیشک فاصلهگرفتن هنرمندان حرفهای یا رفتن آنها از استان، موجب شده که هنر استان کمتحرک، ایستا و بیکیفیت شود.
البته در کنار بودجه پایین فرهنگی استان، عوامل دیگری نظیر نگاههای تکبعدی و جناحی، کمبود و فرسودگی زیرساختهای فرهنگی هنری، کمبود آموزشگاههای فرهنگی و هنری و… دست به دست هم دادهاند تا هنر در استان بوشهر به سمت رکود پیش برود. در دولت سیزدهم با وجود اینکه تلاش شد هنر از رونق نیفتد ولی در استان بوشهر هنر چندان مورد حمایت واقع نشد و تنها در بعد جشنوارهای و فستیوالی حیات خود را ادامه داد.
در بعد زیرساختی هم متاسفانه در این دولت که نزدیک به سه سال فعالیت کرد، هیچ کدام از وعدههای استاندار بوشهر که نماینده دولت سیزدهم در استان بوشهر است، در حوزه فرهنگ و هنر عملا محقق نشد. متاسفانه مجتمع فرهنگی هنری عسلویه که یکی از کاملترین مجتمعهای فرهنگی هنری در استان است، با وجود پیشرفت فیزیکی بالای ۸۰ درصد، اما بهدلیل بیتوجهی مدیران اجرایی در این دوره ناتمام ماند و بهعنوان میراثی ۱۵ ساله به دولت پزشکیان رسید. پروژهای که در جنوب استان واقع شده است؛ یعنی در منطقهای که در حوزه زیرساخت فرهنگی هنری بسیار فقیر است و عنوان پایتخت انرژی کشور را یدک میکشد.
البته مجتمعهای فرهنگی هنری ناتمام در استان کم نسیتند؛ مجتمع فرهنگی هنری دلوار، آبپخش، سعدآباد، شبانکاره و… برخی از این پروژهها در دولت سیزدهم فعال شدند ولی بهدلیل اختصاص قطرهچکانی بودجه، عملا با پیشرفت چندانی مواجه نشدند. این در حالی است که در نقاط مذکور کمترین زیرساخت فرهنگی هنری برای فعالیت هنرمندان و گروههای هنری وجود دارد و آنها مجبور هستند در سرما و گرما در شرایط نامطلوب و با امکانات ابتدایی به تولید هنر و فعالیتهای هنری بپردازند. بیشک کمبود امکانات بر کیفیت و سطح کارهای تولیدی در این مناطق تاثیر سوء خواهد گذاشت و با وجود مطالبهگری و کنشگری اهالی هنر و رسانه اما همه پروژههای مذکور در حد وعده و قول مسوولان عمرانی و اجرایی استان باقی ماند. مسوولان این روزها در دولت جدید تقلاوار در سودای نشستن بر کرسی معاونت وزارتخانه به لابیگری روی آوردهاند! مشخص نیست با کدام کارنامه درخشان یا کار فاخر در پی رسیدن به چنین منصبی هستند!
شوربختانه در سایه اهمال، سواد پایین فرهنگی و تصمیم شتابزده همین مسوولان، در یکی دو هفته اخیر شاهد یک مصوبه عجیب و نادر در زمینه یکی از بزرگترین پروژههای فرهنگی استان بودیم که بیش از ۲۱ سال از مطالبه آن میگذرد. متاسفانه با بیدرایتی معاون عمرانی استانداری و مدیرکل راه و شهرسازی و برخی از مسوولان دیگر، شاهد تقسیم زمین کتابخانه مرکزی با نهاد دیگری، یعنی مرکز اسناد و کتابخانه ملی استان بودیم. این در حالی است که ۵ هزار متر به تنهایی برای ساخت کتابخانه مرکزی کفایت میکرد که مجموعهای کامل و دارای فضای باز و مشجر با امکانات رفاهی و خدماترسانی مدرن است و بایستی با زیربنای ۸ هزار متر ساخته شود. مرکزی که نه تنها به نیاز کتابخوان و پژوهشگران و اهالی قلم پاسخ میدهد، بلکه فرصتهای تحقیقاتی و مطالعاتی منحصربهفردی را برای استان در حوزههای مختلف فراهم میآورد.
این مرکز بزرگ کتابخوانی و پژوهشی در مراکز استانهای دیگر در زمینی با مساحت بالای ۵ هزار متر ساخته شده است. برای مثال در اهواز در زمینی معادل ۱۲ هزار متر، در خرمآباد در زمینی با مساحت بیش از ۶ هزار متر، در تهران در زمینی حدود ۷ هزار متر، در تبریز در زمینی برابر با ۱۱ هزار متر مربع، در اردبیل در زمینی با ۱۰ هزار متر مربع، در زنجان در زمینی برابر با ۱۴ هزار متر مربع، در اصفهان در مساحتی برابر با ۳۵ هزار متر و مربع و… این مراکز جانمایی شدهاند و در استان بوشهر هم قرار بود این کتابخانه بزرگ که همواره خلأ آن در استان به چشم میآید، در زمینی برابر با پنج هزار متر مربع و زیربنای هشت هزار متر مربع ساخته شود و طبق وعده استاندار بوشهر، قرار بود در هفته دولت امسال، با پایان فاز صفر آن، عملیات اجرایی آن آغاز شود.
شوربختانه نه تنها وعده فاز صفر آن با وجود اختصای یک میلیاردتومان در مدت ذکر شده از سوی ادارهکل راه و شهرسازی استان بوشهر محقق نشده، بلکه از سوی این مدیران در وقت اضافه، بخشی از زمین مذکور به مرکز دیگری در مصوبهای واگذار شده است. این در حالی است که پیش از این برای ساخت مرکز اسناد و کتابخانه ملی استان زمینی در شهرک نیایش تعلق گرفته بوده است.
به گفته یک کارشناس ارشد مدیریت شهری، تقسیم زمین کتابخانه مرکزی و نقض این مصوبه، با همه وجاهت قانونی که بدان بخشیده شده، اما مصوبهای قانونمند نیست؛ چراکه در تقسیمبندی شهری، با توجه به تراکم جمعیتی و پراکنش فضاهای فرهنگی بهمنظور برقراری عدالت فرهنگی، باید زیرساختهای فرهنگی هنری نظیر کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد و کتابخانه ملی جانمایی شود.
وی که استاد دانشگاه و دانشآموخته رشته مدیریت شهری در مقطع دکتری است، یادآور شد: با توجه به اینکه شهر بوشهر در زمینه برخورداری از فضای کتابخانهای مدرن و بهروز با کمبود شدید مواجه است، جانمایی دو کتابخانه در یک زمین و در یک محله، کارشناسیشده نیست. طبق مولفههای طراحی شهری بایستی هر محله دارای کتابخانه باشد و کتابخانه مرکزی در نقطه مناسب و مساحت استاندارد با فضای باز جانمایی شود. از نگر من، جانمایی کتابخانه ملی و کتابخانه مرکزی در یک نقطه در بوشهر و تائید آن از سوی معاون عمرانی استانداری که متولی و ناظر پروژههای عمرانی استان است، بسیار عجیب و نگرانکننده است.
به هر روی، با مصوبه اخیر کمیته برنامهریزی استان بوشهر به ریاست استاندار، نه تنها کتابخانه مرکزی در هفته دولت امسال به مرحله عملیاتی نرسید بلکه با لطف این مسوولان بخشی از آن به کتابخانه دیگری پیشکش شده است و حال باید دید که این مصوبه در دولت پزشکیان از سوی مسوولان آینده تائید میشود یا خیر!
شوربختانه در سه سال اخیر مدیران دولت سیزدهم، نه تنها در هفته دولت بلکه در سایر مناسبتهای دیگر هیچ پروژه فرهنگی هنری شاخص و فاخری را برای جامعه فرهنگی استان به یادگار نگذاشتند. نه وعده آنها برای احداث مجتمع تجاری- سینمایی در محل سینما بهمن کنونی محقق شد و نه در بهرهبرداری از پردیس سینمایی استان؛ چراکه این مدیران نشان دادند که فرهنگ و هنر همواره اولویت آنها نیست و اینگونه شد که فرهنگ باز هم غریب ماند و در هفته دولت امسال هیچ پروژه فرهنگی هنری در برنامه نه برای احداث و نه برای کلنگزنی گنجانده نشود. مهمترین این پروژهها، کتابخانه مرکزی بوشهر بود که با کارشنکی ادارهکل راه و شهرسازی و حمایت معاون عمرانی استاندار، به زمان و سرنوشت دیگری سپرده شد. این هم رهاورد مدیران اجرایی و نماینده دولت سیزدهم برای اهالی فرهنگ و جامعه کتابخوان استان بوشهر.
منبع: روزنامه بامدادجنوب