چرا نویسندگان زن در استان بوشهر، غالبا به چاپ یک کتاب بسنده می کنند
مهدیه امیری دشتی
همانطورکه قبلا خدمت شما عرض کردم، این مساله ریشه در مسائل زیاد و نیاز به یک کار تحقیقاتی گسترده و حضور در میدان(Field) دارد. اما من در اینجا دیدگاه و چشم انداز شخصی خودم نسبت به این موقعیت سوژگی زنان، فارغ از هر نوع اولویتبندی، خدمت شما بیان میکنم.
هرچند این مساله در کل کشور ایران وجود دارد و در شهرهای پیرامونی به نسبت مرکز کشور برجستهتر و فراگیرتر هست، اما تمرکز اصلی من بر استان بوشهر و دو شهر برازجان و بوشهر به دلیل تجربه زیستهام در این دو شهر و نیز ارتباطاتی که با برخی زنان نویسنده در طی چند سال گذشته شکل دادهام، میباشد.
یک. برخی زنان برای نمود متفاوت خود در زندگی روزمره، تلاشهای بسیار زیادی میکنند و برای بیان و ابراز این تفاوت، برخی از آنها دست به قلم میشوند و احساسات و دغدغههای خود را در قالبهای مختلف از جمله نوشتن و چاپ کتاب بروز میدهند. این زنان نویسنده سعی میکنند خود را از «ابژه» بودن (Objectivity) خارج کنند و به عنوان یک «سوژه سخنگو» (Subjectivity) در اجتماع نمایان سازند. این زنان در جدال با ساختارهای صُلب سنت و قالبهای افسونکننده مدرنیته هستند و دارای میزانی از خودآگاهی و شناخت از «خویشتن» میباشند. اما بستر اجتماعی و فرهنگی جامعه و نقش نهادهای قدرت، ایدئولوژی و نظمهای گفتمانی در برساخته شدن تشّخص زنان را نباید نادیده گرفت. زیرا؛ وجود تمامی ویژگیهای منفعلانه منتسب به زنان، محصول نظام و سامان اجتماعی و تحت تاثیر تقسیمبندیها و طبقهبندیهای جنسیتی قدرت و ایدئولوژی مذکر است که در سلطه مرد بر زن در خانواده و اجتماع قابل رویت میباشد. این قدرت و ایدئولوژی جنسیتی هست که واژه «دیگری» (Otherness) را تولید و بازتولید کرده و مدام در حال تکثیر آن میباشد و تعریفی ثابت و مخدوش نشدنی از زن را ایجاد کرده و او را در نظمی ناعادلانه توسط اجتماعی که به دست مردان سامان یافته، به عنوان «دیگری» معرفی کرده است. به قول سیمون دووبوار: «هیچکس زن به دنیا نمیآید بلکه زن میشود.» حال زنان در این اجتماع نابرابر برای بروز تواناییها و معرفی آن به اجتماع، نیاز به داشتن هویت مستقل، استقلال مالی، کنشگری مدنی، اجتماعی و سیاسی و مواردی از این دست دارند تا بتوانند تا حدودی در اجتماع مورد پذیرش قرار گیرند و چه بسا شاید با نوشتن یک کتاب و تبلیغات گسترده به این تشخص اجتماعی و فرهنگی دست یابند و پس از نوشتن آن یک کتاب، دیگر نیازی به تداوم این مسیر سخت اندیشیدن و زیستن در اندیشیدهها و نیندیشیدهها در خود احساس نکنند. این یکی از آن دلایلی میباشد که بهخصوص در بوشهر و برازجان در برخی موارد شاهد آن هستیم و همان دستگاه ایدئولوژیساز مردانه وارد عمل میشود و آن را تبدیل به یک نمایش و بازنمایی پر زرق و برق میکند.
دو. بیتوجهی به هویت فردی و فقدان حق انتخاب زنان در جامعه و خانواده، در جامعه شبه مدرن بوشهر و البته در کل کشور قابل رویت بوده و هست. برخی زنان در جامعه دچار بحران هویت گشتهاند و نقشی که جامعه و اجتماع برای آنان در نظر گرفته، بیان ناتوانی میکنند و در هویت خود دچار تردید میشود. زنان به دنبال هویت «من خودآگاه» هستند و از تواناییها و از حقیقت وجودی خود، آگاهی لازم را ندارد و احساس ارزشمندی و اراده و استقلالی از خود ندارد. دلیل آن هم عدم آموزش صحیح و قدرت تاثیرگذاری ایدئولوژی مسلط بر سبک زندگی زنان است که باعث گردیده تشخص اجتماعی و نقش آنها در اجتماع نادیده گرفته شود. اگرچه، در جامعه کنونی حرکتهای آرامی در حال شکلگیری است و زنان به دنبال کسب هویتی مستقل و جدای از خانواده و گفتمانهای برتر جامعه هستند و البته ابعاد جهانی شدن و نقش رسانههای مجازی و تغییر در سبک زندگی را نیز نباید در مساله هویت زنان نادیده گرفت. این مسایل باعث شده است که حضور زنان در فضای شهری و مجازی و تلاش برای داشتن هویتی مستقل تا حدودی شکل گیرد اما تا جامعهپذیری کامل این مساله، سالها زمان میبرد که بتوان نشانههای آن را بهطور کامل در اجتماع دید. برخی زنان نویسنده در زندگی روزمره، در پذیرش نقش خود در قالب نقشی که ایدئولوژی و نظام مردسالار برای آنها به عنوان زن خانهدار، مادر، همسر و… و نقش زنی که دارای هویتی مستقل است و به تواناییهای وجودی خود آگاه هست و خود خویشتن برایش ارزشمند است، دچار سردرگمی میشود. برای حفظ تعادل و برهمنخوردن نظم در زندگی و نهاد خانواده، نقش خود را در قالب یک زن نویسنده کمرنگتر میکند و متاسفانه این وضعیت در زنان شهرهای پیرامونی به شدت بیشتر از زنان مرکزنشین است. زنان با پذیرش نقشهای اجتماعی از قبل مشخص شده، این هنجارهای رفتاری پاستوریزه شده را کاملا منفعلانه درونی میکنند و میپذیرند. به نظر من سبک زندگی در جنوب اینگونه هست و این مساله به یک گفتمان بینانسلی در میان زنان جنوب تبدیل شده که همواره خود را فدای خانواده میکنند و این رفتارهای کاملا منفعلانه را به گونهای از کودکی در درون آنها نهادینه شده و درونی کردهاند که اگر سعی هم در تغییر سبک زندگی و حتی شناخت از خود نیز داشته باشند، متاسفانه این انفعالِ قدرتِ زنانه بروز بیشتری دارد و داشتن هویت مستقل در حد یک شعار باقی میماند.
سه. عدم داشتن اعتماد به نفس کافی در کمرنگ کردن نقش «منِ زنِ نویسنده» نیز تاثیرگذار است. زنان در کنار تجربه تنش میان واقعیت وجودی و برساختههای ایدئولوژیک، اعتماد به نفس کافی برای بیان اثری که خلق کردهاند را ندارند. زیرا؛ همین زنان مدام در حال شنیدن حرفهایی هستند که به سرکوب استعداد و تواناییهای آنها میپردازد و اساسا صدای بسیار بلندی است و اجازه به دیگر صداها نمیدهد که به گوش کسی برسد، در کنار آن نیز نهادهای حمایتگر دولتی و غیردولتی مانند خانواده، ناشرین، رسانهها، سازمانهای غیردولتی و… نقش اصلی خود را به عنوان یک حامی به درستی ایفا نمیکنند. این بیتفاوتی اجتماعی و فرهنگی منجر به بیتفاوتی فردی نویسندگان زن میشود و فرد خود را محروم از حمایت و دیده شدن توسط افراد و سازمانها میبیند. این ناتوانی و فقدان در ائتلاف میان فردی در برابر افراد و محیط پیرامونی و بالعکس، باعث تشدید عدم اعتماد به نفس در زنان میشود و این سرخوردگی خود را در انتقام از خود با عدم بیان نظرات و عدم چاپ کتاب نشان میدهد. این عدم اعتماد به نفس باعث میشود که زنان به کار نویسندگی به عنوان یک شغل نگاه نکنند و تلاشی برای رشد شخصیت فردی و اجتماعی خود به واسطه نوشتن کتب متعدد نمیکنند.
چهار. جامعه در حال گذار ایران و بوشهر و برازجان، هنوز از ساختار اجتماعی مستحکم و پیشرفتهای برخوردار نیست و تعارضهای زیادی دارد و این تعارضها خود را در تفاوتهای فردی، گروهی، قومی، قبیلهای نشان میدهد که در نهایت “نا-مدنیت”های اجتماعی را شکل می دهد. نا-مدنیت در خانواده زمینهساز بسیاری از نا-مدنیتهای اجتماعی است. نا-مدنیت در سیستم آموزشی، تبعیضهای اجتماعی، نا-مدنیت در رشد تکنولوژیهای اینترنتی و رسانهای و مواردی از این قبیل که همه ما روزانه با آن سروکار داریم. نا-مدنیت در عدم برابری در استقلال مالی زنان و نبود حقوق برابر اقتصادی در بازار کار را میتوان به عینه مشاهده کرد. نبود استقلال مالی در زنان باعث وابستگی آنها به خانواده و سلطه خانواده و دولت بر زنان میشود. وجود سیاست تفاوت در نادیده گرفتن تخصص زنان و استفاده ابزاری از آنها که روزانه به آنها به عنوان یک ابژه نگریسته میشود، قدرت چانهزنی را از زنان در بازار کار گرفته است. زنان نویسندهای که دارای استقلال مالی نیستند و ناشرین و سازمانی هم از آنها حمایت مالی نمیکند، امکان چاپ کتاب خود را نخواهند داشت و اگر خانوادهای حامی نیز داشته باشند، برای چاپ یک و در نهایت دو کتاب مورد حمایت قرار میگیرند.
پنج. برای اندیشیدن درباره پیچیدگیهای زندگی و تحلیل آن نیاز به عمل اندیشیدن، استفاده از قدرت تحلیل، تخّیل و آشنایی با مسائل روز و… مورد نیاز هست. متاسفانه غالب زنان برای کار نویسندگی به این موارد توجه نمیکنند و به همین دلیل توانایی چاپ کتب بعدی خود را ندارند چون با فقدان اطلاعات و پژوهش همراه هستند و این در حالی است که آنها تنها نباید گیرندگان منفعل ایدههای اندیشیده شده و قالبی باشند که از بالا به آنها تحمیل میشود. بلکه در کنار آن اطلاعات و دادهها باید به کسب و استخراج واقعیات نیز اقدام کنند. در کنار این موارد، شوربختانه برخی زنان به نوشتن کتاب در قالب رزومه کاری و یا دانشگاهی نگاه میکنند و تنها کنش آنها نوعی کنش ماشینوار و ناآگاهانه در قالب کتابسازی است.
شش. اینترنت و فضای مجازی؛ پتانسیل ایجاد گفتوگوهای جهانی و محلی را دارد و افراد میتوانند از این امکان برای بیان تواناییهای خود استفاده کنند و مخاطبان و طرفدارانی در سراسر کشور و جهان داشته باشند. قدرت رو به افزایش رسانهها و اینترنت را در به گردش در آورن تعداد زیادی از متون و تصاویر در میان مخاطبان و شناخته شدن فرد و یک اثر را نمیتوان نادیده گرفت. متاسفانه در استان بوشهر زنان نویسنده از مصرف فضاهای رسانهای و مجازی در بستر زندگی روزمره برای بیان تمایز شخصی و بیان آثار خود غافل بودهاند. این در حالی است که با به ایجاد فضایی گفتوگویی و انتقادی در پیرامون یک اثر در رسانهها و فضای مجازی میتوان از آن اثر مکتوب به عنوان نماد و سمبلی از اندیشه و تفکر شخص بهره برد و در گسترش و بسط مفاهیم در سطح جامعه بهره برد.
هفت. در نهایت میتوان گفت که عدم سرمایهگذاری ناشرین بر کتاب زنان نویسنده شناخته نشده، عدم تمرکز منتقدین بر روی آثار زنان نویسنده، عدم حمایت رسانهها و نشریات تخصصی از معرفی زنان نویسنده و عدم باورپذیری برخی افراد به رشد زنان و توانایی آنها در خلق یک اثر در کنار هزاران دلیل دیگری که هر فرد برای خود دارد، امکان چاپ کتب دیگر را به زنان نمیدهد.